تبلیغات
دست نوشته های یک دانشجوی دکتری - از ادعا تا عمل
 

از ادعا تا عمل

نوشته شده توسط :زری
چهارشنبه 4 اسفند 1389-08:24 ب.ظ

چقدر گوینده ی یک حرف در تاثیر گذار بودن اون حرف روی دیگران می تونه نقش داشته باشه؟ آیا اصلا اینکه شخص گوینده یا نویسنده به اونچه که میگه و می نویسه واقعا اعتقاد داشته باشه و خودش هم به اون عمل کنه، مهمه؟

خیلی وقتها ما مطلبی رو که می خونیم نویسنده رو از نزدیک نمی شناسیم. اما اگر نویسنده و یا گوینده شخصی باشه که از نزدیک اون رو می شناسید و باهاش تماس نزدیک دارید، چطور؟

آیا اون شخص می تونه ادعا کنه که من  حرف درست رو می زنم و شما بهتره به اون حرف عمل کنید اما خود من اجباری ندارم که به نوشته ها و حرفام عمل کنم؟

بذارید نظر خودم رو بگم. از نظر من ، من اگر چیزی رو می نویسم یا بخصوص اگر دارم شعاری میدم و ازش حرف میزنم، باید خودم هم به اون عمل کنم. اگر کسی با این حرفها پیرو من شد، اگر من اونقدر حرف زدم که اون شخص من رو الگوی خودش قرار داد، دیگه من نمیتونم بگم من حرف درست رو میزنم و شما کاری نداشته باش که من خودم به اونها عمل می کنم یا نه !

اگر یکم با خودمون صادق باشیم می بینیم وقتی شدیم الگوی چند نفر دیگه، در مقابل اونها مسئول هستیم. اگر غیر از این باشه پس من با این شیادهایی که میگیم حرف و عملشون با هم یکی نیست چه فرقی دارم؟ آیا غیر از اینه که خیلی وقتها من می تونم با استفاده از این حس الگوگیری طرفم ، ازش استفاده و حتی سوء استفاده کنم؟ وقتی من تبدیل شدم به الگو و باور یک شخص، واقعا من چطور می تونم با انجام خلاف اونچه که به اون گفتم ، تمام باورهای اون شخص رو به هم بریزم. بذارید راحت تر بگم اگر من اینکارو کردم و گند زدم به باورهای طرفم، اونوقت من چه آدمی هستم؟ آیا اصلا اسم آدم شایسته ی منه؟

من شک ندارم افرادی که به این شکل خودشون رو تبدیل می کنند به الگویی برای جلب توجه و پر کردن خلا های روانیشون، فقط یا می تونند انسانهایی روانی باشند که نشات گرفته از عقده های روانی در طول زندگیشون هست و یا اینکه شیادهایی هستند که می خوان از این طریق به اهدافشون دست پیدا کنند.





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:








The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox