تبلیغات
دست نوشته های یک دانشجوی دکتری - تلاش برای حفظ رابطه و قضاوت دیگران
 

تلاش برای حفظ رابطه و قضاوت دیگران

نوشته شده توسط :زری
سه شنبه 25 بهمن 1390-11:15 ق.ظ

گاهی دیده میشه وقتی یک رابطه ی به نسبت نزدیک بعد از مدتی به هر دلیلی از بین میره و به زبان عامیانه میگن رابطه رو کات کردیم یا تمومش کردیم، وقتی دقیق میشی می بینی رابطه به معنای واقعی تموم نشده و هنوزم دو طرف هرچند با دلخوری، اما بازهم با هم در تماس هستند. حالا گاهی این تماسها از هر دو طرف هست و گاهی هم از جانب یکی از دو طرف . شاید از نظر بعضی ها این عجیب باشه که می بینیم هر دو طرف میگن که این رابطه از نظر اونها تموم شده است، اما بازهم گوشه و کنار گاهی یک تماس کوچیک یا حتی یک پیامک و ... رد و بدل میشه. اما من اصلا از دیدنش تعجب نمی کنم.

عکس العمل خیلی از ماها با دیدن چنین رابطه ای اکثرا ملامت و تحقیره. اکثرا سعی می کنن با نیش و کنایه به اون شخص بگن تو نمی خوای رابطه تموم شه بلکه فقط تظاهر می کنی و حتی بعضی هم عقیده شون اینه که حتما قطع رابطه از طرف شخص مقابل بوده و به این شکل بیشتر اون شخص تماس گیرنده رو سرزنش می کنند. خب باید گفت که شاید گاهی این قضاوت درست باشه اما نمی تونه همیشه صادق باشه. بر فرض که اینطور هم باشه چرا باید ما اون شخص رو سرزنش کنیم؟ چه اشکالی داره آدم برای حفظ دوستی و رابطه ی نزدیکش کمی تلاش کنه؟  چرا اینکار از نظر خیلی از ماها زشت و بی ارزشه؟ بله در اصطلاح عامیانه بهش میگیم منت کشی. اما از نظر من اینا همش حرف و شعاره. شاید اگه خود ما جای اون شخص بودیم بیشتر از اون تلاش می کردیم اما همینکه اینو در دیگران می بینیم شروع می کنیم به سرزنش کردن و تمسخر. متاسفانه توی فرهنگ ما خیلی وقته که اینگونه محبتها بی ارزش شده و جای خودش رو به غرور و تکبر داده. حاضریم هر سختی و بلایی رو تحمل کنیم اما غرورمون رو کنار نذاریم و اکثر اوقات هم که بحث غرور در میون نیست فقط به خاطر ترس از قضاوت دیگران، دست روی دست می ذاریم و ترجیح میدیم عزیزترین شخص زندگیمون رو از دست بدیم تا اینکه مجبور باشیم سرزنش ها و کنایه های اطرافیان رو تحمل کنیم.

واقعا چرا ؟ چرا اکثر ما اینطوری هستیم؟ چرا محبت کردن و دوست داشتن و عاشق شدن از نظر خیلی ها مذموم و ناپسنده؟ واقعا آیا این بخاطر فرهنگ ماست؟ که اگه اینطوره چرا پس خودمون رو با عاطفه ترین مردم می دونیم؟ اگه بخاطر دین ماست، مگه غیر از اینه که دین ما بسیار بسیار به محبت کردن و مهر ورزیدن سفارش کرده؟ پس بخاطر چیه؟ مگه غیر از اینه که بخاطر بخل و حسدی که خیلی ها توی دلشون نسبت به یک رابطه ی زیبا وعاشقانه دارن، دیگران رو سرزنش میکنن؟ 

درسته که وقتی یک رابطه کاملا یه طرفه بشه نباید بذاریم شخصیتمون زیر سوال بره اما وقتی هنوزم راهی برای برگشت هست چرا باید بخاطر غرور و حرف مردم به راحتی یک رابطه ی خوب رو از دست بدیم؟ واقعا چندتا زندگی مشترک رو تابحال دیدید که سر مسائل قابل جبران به راحتی از بین رفته و چند تا زن و شوهر رو دیدید که بعد از جدایی هنوز هم به هم دلبستگی دارند اما بخاطر همین مسائل جرات نمی کنند دوباره به هم برگردند؟  قطعا  این موارد کم نیست.

واقعا چی شده که ما به اینجا رسیدیم؟ چرا سعی نمی کنیم کمی از بخل و تنگ نظری مون کم کنیم؟

و چه زیبا  دکتر شریعتی این روزها رو در نوشته هاش یادآوری کرده: " مردم سرزمین من با نفرت بیشتری به صحنه ی بوسیدن دو عاشق می نگرند تا صحنه ی اعدام... زندگی با چنین مردمانی دردناک است".


پی نوشت: ولنتاین مبارک






درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:








The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox