تبلیغات
دست نوشته های یک دانشجوی دکتری - شگفت زده ام
 

شگفت زده ام

نوشته شده توسط :زری
شنبه 18 شهریور 1391-11:02 ق.ظ

"اگر انسانها بدانند با هم بودنشان چقدر محدود است، محبتشان نا محدود می شود."

حتما همتون تابحال این جمله رو شنیدید. اما میدونید مال چه کسی هست؟ خب خود منم تا امروز دقت نکرده بودم و نمیدونستم.

علت اینکه امروز رفتم و توی نت دنبال سخنان بزرگان گشتم ماجراش مفصله. خواستم اینجا هم یه اشاره ای بهش بکنم. من بعد از بیست سال بطور خیلی اتفاقی یکی از دوستان دوران کودکیم رو پیدا کردم. با اینکه تمام این سالها هیچ اطلاعی ازش نداشتم و همینطور هیچ شناختی ازش نداشتم، بخاطر پیدا کردنش خیلی خوشحال شدم و بهش پیام دادم. اما بعد کنجکاو شدم که در موردش بیشتر بدونم. بخصوص در مورد تحصیلات و ... خب یه سرچی کردم. همونطور که انتظار داشتم تحصیلات عالی، اما ظاهرا آدم معروفی شده بود. اما چطوری؟

توی چندتا سایت دیدم که خیلی راحت به مقدسات توهین کرده. در واقع خیلی هم خودش رو سوژه خبری کرده و فکر میکنم الان هم ایران نباشه. واقعا تعجب کردم. تا جایی که یادمه از خانواده ی مقیدی بود. مادرش همیشه به من انواع دعاها رو یاد میداد و خیلی چیزهای دیگه. من هنوزم شگفت زده هستم که گاهی گذر سالها و سرنوشت چقدر آدمها رو تغییر میده.


پی نوشت: اون جمله ی اول شاید به این ماجرا بی ربط باشه اما میخواستم بگم جملات خوب و زیبا فقط مال فیلسوفها و دانشمندان نیست.





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:








The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox